سؤال باز یا بسته: کدام کجا
سؤال بسته عدد میدهد، سؤال باز دلیل. استفادهی نابهجا از هرکدام، یا دادهی بیمعنی میسازد یا کار تحلیل را غیرممکن میکند.
سؤال بسته (گزینهای، طیفی) قابل شمارش است. سؤال باز (متن آزاد) قابل خواندن است. هرکدام کار خودشان را میکنند.
سؤال بسته کِی درست است
- وقتی گزینههای ممکن را از قبل میدانید.
- وقتی میخواهید بین گروهها مقایسه کنید.
- وقتی تعداد پاسخدهنده زیاد است و خواندن تکتک ممکن نیست.
خطرش: اگر گزینهای که کاربر میخواهد در فهرست نباشد، نزدیکترین را میزند و شما دادهی غلط میگیرید بدون اینکه بفهمید. برای همین گزینهی «سایر» با فیلد متنی مهم است — و اگر «سایر» بیشتر از ۱۰٪ انتخاب شد، یعنی فهرست گزینههایتان ناقص بوده.
سؤال باز کِی ارزش دارد
- در مرحلهی اکتشاف، وقتی هنوز نمیدانید مردم به چه چیزی اهمیت میدهند.
- بعد از یک سؤال بسته، برای فهمیدن «چرا».
- وقتی میخواهید جملهی خود مردم را داشته باشید تا در گزارش نقل کنید.
قاعدهی ترکیبی که تقریباً همیشه جواب میدهد
سؤال بسته برای عدد، بلافاصله یک سؤال باز برای دلیل:
۱. رضایت کلی شما از ۱ تا ۵ چقدر است؟
۲. مهمترین دلیل این نمره چه بود؟ (اختیاری)
سؤال اول به شما روند و مقایسه میدهد، دومی به شما میگوید چه کار کنید. بدون اولی نمیدانید وضع خوب است یا بد؛ بدون دومی نمیدانید چه کار کنید.
چند سؤال باز در یک پرسشنامه
بیش از دو یا سه سؤال باز، نرخ تکمیل را بهشدت پایین میآورد. تایپکردن روی موبایل هزینهی زیادی دارد. اگر پنج سؤال باز دارید، احتمالاً چهارتایشان میتوانند بسته باشند.
تحلیل متن آزاد را دستکم نگیرید
۳۰۰ پاسخ متنی یعنی چند ساعت خواندن. قبل از اینکه سؤال باز بگذارید، از خودتان بپرسید: واقعاً اینها را میخوانم؟ اگر جواب نه است، سؤال را نگذارید — چون هم وقت کاربر را گرفتهاید و هم دادهای دارید که استفاده نمیشود.
و به آمارِ متن آزاد تکیه نکنید. «پرتکرارترین واژه» در پاسخهای فارسی معمولاً «و» و «که» است. ابزار میتواند دستهبندی کمکی بدهد، ولی تصمیم از خواندن میآید.